
خاندان امینالضرب در تاریخ ایران از آن حیث قابل اهمیت است که تجارت را از دایره تنگ و انحصاری دولت رهایی دادند و توانستند در سایه ثروت بسیاری که از طریق ارتباطات خارجی و داخلی خود فراهم آورده بودند، به پیشگامان تجدد در ایران مبدل شوند.
این مقاله به بررسی و تحلیل زندگی و زمانه حاج محمد حسن امین الضرب (1834-1898) می پردازد که مردی خودساخته بود که در ادامه به اولین کارآفرین بزرگ ایران و ثروتمندترین مرد ایران تبدیل شد. زندگی را در تنگدستی و گمنامی آغاز کرد و روزگار خود را با ثروت و سربلندی به پایان رساند. افزایش اهمیت اجتماعی و اقتصادی او به حدی بود که به افسانه هایی تبدیل شد که اسطوره و واقعیت زندگی او را در هم می آمیزد.
او فردی بصیر با ایده های مترقی فراتر از زمان خود بود. جهان بینی او تا حدی توسط تجربیات او در دوران کودکی و اوایل زندگی شکل گرفته است، اما فراتر از آن توسط ظرافت فکر خودش بود.
عالم او تحت تأثیر تعهد و مسئولیت او نسبت به خانواده اش، اعتقاد عمیق مذهبی او، میهن پرستی و جاه طلبی برای موفقیت در تجارت بود.
امین الضرب و خانواده پدری
درمورد تاریخ دقیق تولد حاج محمدحسنخان اصفهانی یا همان محمدحسنخان امینالضرب نخستین شخصیت سرشناس خاندان امینالضرب، اطلاعات چندانی در دست نیست اما تخمین زده میشود که در اوایل سلطنت محمدشاه قاجار حدود سالهای ۱۲۵۰ تا ۱۲۵۳ به دنیا آمده باشد.
خانواده او در اصفهان به شغل صرافی مشغول بودند و در نام پدربزرگش عنوان «حاجی» به چشم میخورد که نشاندهنده تمکن مالی خانواده به صورت موروثی است.
شغل خاندانی حاج محمدحسن در غیاب بانکها در آن زمان یکی از پردرآمدترین مشاغل به شمار میرفت و صرافان بیشترین نقدینگی هر شهر را در اختیار داشتند. به ویژه این جمعیت در اصفهان آن روزگار که یکی از مراکز عمده تجاری کشور به شمار میرفت، جایگاهی ممتاز داشتند.
سنین کودکی تا جوانی حاج محمدحسن در اصفهان سپری شد. او تحصیلات ابتدایی را در مکتب آموخت و پس از آن درس را رها کرد تا در شغل اجدادی به کار مشغول شود. هنوز نوجوان بود که پدربزرگش از دنیا رفت و پدرش «آقا محمدحسین» حرفه پدری را عهدهدار شد. آقامحمدحسین مدتی بعد برای توسعه فعالیت خود راهی کرمان شد و تصمیم گرفت چند سالی در آن شهر اقامت کند. نبود راههای ارتباطی مناسب موجب شد تا خانواده برای مدتی طولانی از او بیاطلاع باشند و نخستین خبری که در رابطه با وضعیت آقامحمدحسین از کرمان به خانواده اش میرسد، حکایت از بیماری و ناکامی او در اهداف مد نظرش برای گسترش کار و فعالیتش داشت. او تقاضا کرده بود، حاج محمدحسن را در کرمان ملاقات کند.
اوضاع خانواده امینالضرب در این هنگام چندان مناسب به نظر نمیرسد؛ چرا که بیبیماه خانم مادر محمدحسن خان برای تهیه لوازم سفر پسرش ناچار مقداری از اسباب و لوازم را میفروشد و محمدحسن یک سفر دشوار و طولانی را به کرمان آغاز میکند. زمانی که او وارد کرمان میشود، پدرش چندی پیش از دنیا رفته بود و نهتنها ارثیهای از او در آن شهر برجای نمانده بود، بلکه پدرش مدتی پیش از فوت، زنی را صیغه کرده بود و این زن تقاضای پرداخت مهریه و مخارج بیماری را از محمدحسن داشت. در نهایت او ناچار شد، سفتهای را به این زن بدهد و در حالی که پولی در بساط نداشت، به واسطه آشنایی با چند تاجر اصفهانی مقیم در کرمان راه بازگشت به اصفهان در پیش گرفت.
در آنجا مورد عنایت دوست پدرش «حاج محمدکاظم صراف» واقع شد. با پولی که از حاج محمدکاظم قرض گرفت، بدهیهای سفر کرمان را پرداخت کرد و پس از مدتی توانست سرمایه اولیه را برای خود جمعآوری کند. در سال ۱۲۷۴ق به تهران رفت تا در پایتخت مسیر جدیدی برای پیشرفت پیدا کند.
سرنوشت محمدحسن در تهران هنگامی دگرگون شد که با بازرگانی به نام پانایوتّی (panayotti) که نماینده یک شرکت یونانی در تهران بود مشغول به کار شد. بر اساس برخی اسناد محمدحسن فوت و فن بازرگانی داخلی و خارجی را از پانایوتّی آموخت. چون درستکار و مردمدار بود، در اندک زمانی اعتماد همگان را جلب کرد و کارش رونق یافت. کم کم قبول برات بزرگان و رجال او را به شهرت رساند و با درباریان و شخص شاه ارتباط پیدا کرد. حاج محمدحسن با کمک علی اصغر خان امین السلطان کارهای دولتی را نیز به فعالیتهای اقتصادی و تجاری خود افزود . کار اداره ضرابخانه و حقوق انحصاری آن و در نتیجه لقب امین الضرب به او داده شد.
خدمات امینالضرب
به مرور محمدحسن بر گستره فعالیتهای خود افزود و کار تجارت خود را به دربار تسری داد. وی اسلحه و کالاهای تجملی برای دربار فراهم میکرد و به این ترتیب به زودی مورد توجه شخصیتهای با نفوذ حکومت و به ویژه شخص ناصرالدین شاه قرار گرفت. اعتبار زیاد او سرانجام موجب شد شاه به او لقب «امینالضرب» را اعطا کند و به عنوان سرپرست ضرابخانه شاهی تعیین شد.
این درست زمانی بود که ایران دچار بحران نظام پولی بود؛ چرا که پول کشور همزمان بر پایه دو فلز طلا و نقره قرار داشت و به دلیل ارزشی که این فلزات داشتند، مقدار زیادی از سکهها از کشور خارج میشدند و این امر منجر به کسری تجاری شده بود. به علاوه در هر شهری ضرابخانهای قرار داشت که کار ضرب سکه را به صورتی مجزا انجام میداد و این امر موجب شده بود که سکهها اوزان متفاوتی داشته باشد.
مقارن با آغاز به کار امینالضرب در ضرابخانه، نوزده ضرابخانه در ایالات تعطیل شد و یک دستگاه ضرابخانه خودکار که به کمک محمدحسن خان وارد تهران شده بود، کار ضرب سکه را انجام میداد. به این ترتیب مردی که خاندانش همه با عیارسنجی سکه سر و کار داشتند، توانست تا حدودی اوضاع نابسامان پولی ایران را سامان دهد.
در این زمان امتیازات بسیاری که به روس و انگلیس اعطا شده بود، کار تجارت را برای بازرگانان ایرانی بسیار دشوار میکرد. همچنین کمبود نقدینگی در کشور منجر به نارضایتی عمومی تجار و ورشکستگی شماری از آنان شده بود. با توجه به ارتباطاتی که امینالضرب با دربار داشت، بسیاری از تجار شکایات خود را نزد او میبردند تا به شاه منتقل شود.
تلاشهای امینالضرب و جمعی دیگر از تجار در نهایت منجر به تأسیس «مجلس وکلای تجار» شد که پایه بسیاری از نهادهای بعدی در ایران بود. به عبارت دیگر پیش از آن که بارقههای مشروطهخواهی در ایران آغاز شود، این نهاد اقتصادی دارای مطالباتی سیاسی برای بهبود فضای تجارت در ایران بود.
ریاست این مجلس را در تهران حاج محمدحسن امینالضرب بر عهده داشت. با این حال این مجلس در نهایت نتوانست به اهدافی که برای خود تعیین کرده بود دست یابد و کار آن متوقف شد. البته بعدها تقاضای تجار در قالب انقلاب مشروطه بار دیگر سربرآورد.
کار مهم دیگری که در مجموعه اقدامات حاج محمدحسن قابل توجه است، کمکهای او به مردم در جریان قحطی فراگیر ۱۲۸۶ه.ق بود. در این سال قحطی بزرگی تهران و شمار دیگری از شهرهای ایران را فراگرفت و محمدحسن خان کوشید با خرید گندم از طرخان، بادکوبه و مازندران و انتقال آن به تهران تا حدودی با این وضعیت مقابله کند و بخشی از ثروت خود را در این راه مصرف کرد.
مدتی بعد که بار دیگر تجارت او رونق پیدا کرد، کار انتقال برخی از کارخانهها به ایران را دنبال کرد. محمدحسن خان در سال ۱۳۰۲ه.ق ماشینی را برای کارخانه ابریشمکشی از فرانسه خریداری و وارد ایران کرد. یک سال بعد امینالضرب توانست امتیاز ذوب آهن و تعدادی معادن دیگر غیر از طلا را از شاه دریافت کند و در این زمان فکر تأسیس راه حمل و نقل از معادن در اندیشه او شکل گرفت و سفری که به روسیه داشت این اندیشه را تقویت کرد.
مدتی بعد حاج محمدحسن امینالضرب با احداث هشت کیلومتر جاده ریلی برای حمل چوب از جنگل محمودآباد به مازندران در احداث خطوط راهآهن پیشگام بود اما خانواده امینالضرب، حاج محمدحسن و پسرش حاج حسین آقا در حسابرسی از ضرابخانه به سه کرور تومان جریمه شدند و راهآهن محمودآباد در ازای ۷۰۰ هزار تومان در تصرف دولت قرار گرفت. این در حالی بود که در آن سال ها ناصرالدین شاه ترور شده بود و امین السلطان که از حامیان او بود دستش از قدرت کوتاه بود. مدتی بعد حاج محمد حسن خان در سال ۱۳۱۶ه.ق پس از یک دوره بیماری از دنیا رفت.
تماس بین روس ها و ایرانیان سابقه طولانی دارد که به سال 1592 در زمان سلطنت سلسله صفویه (1501-1736) باز می گردد. با این حال، تأثیر روسیه بر ایران تنها در نتیجه شکستهای نظامی در سالهای 1813 و 1828 محسوس بود. در قرن نوزدهم ایران موانع جغرافیایی زیادی وجود داشت که خارجیها از جمله روسها را از تجارت با ایران باز میداشت. این وضعیت با معاهده ترکمانچای و پروتکل تجاری آن تغییر کرد که به بازرگانان روسی مزایا و امتیازات خاصی داد. در نتیجه، در دهه 1860 کشتیهای بخار روسی خدمات پستی، مسافری و باری را از باکو به بنادر دریای خزر آغاز کردند و خطوط راهآهن از طریق قفقاز تا تفلیس پیشروی کردند. تجارت ایران با روسیه در مقیاسی بسیار بزرگتر از هر کشور دیگری بود. یکی از بازرگانان ایرانی که تجارت گسترده ای با روسیه یا از طریق روسیه به اروپا داشت، حاج محمد حسن امین الضرب (1834–1898)، برجسته ترین تاجر زمان خود، و متعاقباً پسرش حاج حسین آقا امین الضرب دوم بود
یکی از بازرگانان ایرانی که تجارت گسترده ای با روسیه یا از طریق روسیه به اروپا داشت، حاج محمد حسن امین الضرب (1834–1898)، برجسته ترین تاجر زمان خود، و متعاقباً پسرش حاج حسین آقا امین الضرب دوم بود





